الشيخ علي الكوراني العاملي (مترجم: مسلم خاطرى)
86
شرح زيارت آل ياسين (فارسى)
واقع خدا نمى خواست كه آنان نخورند هيچ گاه خواست آن دو بر خواست خدا غلبه نمى كرد . به ابراهيم دستور داد كه اسحاق ( 1 ) را ذبح كند و حال آنكه نمى خواست ذبح شود ، و اگر واقعا خداوند مى خواست او ذبح شود ، خواست ابراهيم بر خواست خداوند غلبه نمى كرد . ( 2 ) مرحوم كليني ; در اين باره چنين مى گويد : تمام سخن در باب صفات ذات و صفات فعل اين است كه هر صفت وجودى كه در مقابل آن ضدى وجود داشته باشد و هر دو هم قابل حمل بر خداوند باشند [ مانند بخشنده و انتقام گيرنده ] ، هر دوى آنها از صفات فعل خواهند بود نه از صفات ذات . تفسير اين جمله اين است كه : تو در عالم وجود چيزى را انجام مى دهى كه خدا مى خواهد يا نمى خواهد ، چيزى كه خدا به آن راضى يا ناراضى است ، چيزى كه دوست دارد يا دوست ندارد . پس در اين صورت اگر اراده هم مانند علم و قدرت ، از صفات ذات الهى مى بود ، آنچه كه نمى خواست - و حال آنكه ما انجام مى داديم - آن صفت را نقض مى كرد . آيا نمى بينى كه ما در عالم وجود هيچ چيزى نمى بينيم كه خداوند به آن علم نداشته باشد يا بر انجام آن توانا نباشد ؟ همچنين است صفات ازلى ذات ؛ مثلا ما نمى توانيم خداوند را هم به توانايى و هم ناتواني ، هم به علم و هم به ناداني ، هم به حكمت و هم به سفاهت ، و هم به عزت و هم به ذلت موصوف كنيم . ولى مى توانيم بگوييم خداوند كسى را كه او را اطاعت كند دوست دارد و كسى كه او را نافرمانى كند
--> ( 1 ) - در پاورقى كتاب كافى چاپ دارالحدىث درباره اىن رواىت چنىن نوشته شده : در برخى نسخ و نىز در كتاب توحىد صدوق به جاى اسحاق ، نام اسماعىل آمده و ذبىح بودن اسحاق خلاف مشهور است و رواىات بسىارى نىز در اىن زمىنه وجود دارد ، پس نام اسحاق در اىن رواىت را ىا باىد حمل بر تقىه كرد و ىا اىنكه بگوىىم ابتدا امر الهى بر ذبح اسحاق بوده و سپس نسخ شده ؛ مراجعه شود به مرآة العقول ج 2 ، ص 162 . كافى چاپ دارالحدىث ج 1 ، ص 369 . ( 2 ) - كافى ج 1 ص 151